به نام آفریننده بهشت وجهنم


جواهر سینمای ایران

داستانی در مورد یک نوازنده خیابانی و یک مهاجر، و هفته پر اتفاقشان در «دوبلین»، در حالی که ترانه های عشقشان را می نویسند و می خوانند.
منبع: یک سایت خوب
نکته:

«اِما» و «دکستر» در شبی که به مناسبت فارغ التحصیلی برپا شده، تمام مدت زمان شب را در کنار یکدیگر سپری می کنند و این شب را به خاطره ای به یاد ماندنی تبدیل می کنند. طبیعی است که بعد از این شب هرکدام از آنها به سمت زندگی خودشان خواهند رفت تا سرنوشت خودشان را تعیین کنند، اما اِما و دکستر تصمیم می گیرند تا هر سال در روز ۱۵ جولای ( روز فارغ التحصیلی ) با یکدیگر قرار بگذارند و ...
منبع:یک سایت خوب

دو جوان به نامهاى «شا» و «فیلیپ»، با این طرز فکر که «انسان برتر» نیازى به رعایت اصول اخلاقى در جامعه ندارد، یکى از دوستانشان، «دیوید کنتلى» را با طنابى خفه میکنند...
منبع:یک سایت خوب

نیویورک، سال ۱۹۵۰. مردی جوان بنام «تام ریپلی» (مت دیمون) به اروپا فرستاده می شود، تا در ازای گرفتن هزار دلار، یک پسر میلیونر خوش گذران بنام «دیکی گرین لیف» (جود لا) را به خانهاش، یعنی آمریکا باز گرداند. اما وقتی که نقشه اش با شکست مواجه می شود، دست به اقداماتی دور از انتظار می زند.
منبع:یک سایت خوب

آينده اي نه چندان دور. شهر جنايت زده ي ديترويت را در واقع سران يک «شرکت» اداره مي کنند. با نظارت «ريچارد جونز» (کاکس)، معاون اداره پليس، طرح ساخت نوعي روبات براي مبارزه با جنايت هاي مهارناپذير خياباني به انجام مي رسد و خيلي زود هنگامي که يکي از ماموران پليس به نام «الکس مورفي» (ولر) به دست گروهي از جنايتکاران به رهبري «باديکر» (اسميت) به قتل مي رسد، «مورتن»، فرصت پيدا مي کند تا ادعايش را عملي کند.
منبع:یک سایت خوب

استوارت شپرد مردی خوشپوش و تا حدودی ظاهرنما است که بهجز همسرش با زنی دیگر رابطه دارد و هر روز از یکی از باجههای تلفن با دوست دختر خود تماس میگیرد. یک روز تلفن زنگ میزند و استوارت گوشی را برمیدارد. پشت خط کسی به او میگوید که اگر تلفن را قطع کند به وسیله تفنگ دوربین داری که از نقطهای نامعلوم به سوی وی هدف گرفته شده است، کشته خواهد شد. فرد پشت خط به او میگوید که او خیانت کرده و مستحق کشته شدن است. او قبل از این هم چندین نفر را به قتل رسانده بود. وی در آنسوی خط مدعی میشود که افراد گناه کار را شناسایی میکند و آنها را میکشد.

داستان فیلم دربارهٔ دوازده مرد در هیات منصفه یک دادگاه است که در زمان تنفس و قبل از اخذ رای نهایی دورهم جمع میشوند. همه اعضا معتقدند که مظنون گناهکار است. او یک پسر هجده ساله است که گمان میرود پدر خود را به قتل رسانده. یکی از اعضای هیات منصفه بهنام دیوید با رای گناهکاربودن موافق نیست و شکهایی دارد. باتوجه به اینکه تمام حقایق اثبات میکند فرد مظنون گناهکار است، اعضا کنجکاو میشوند که چگونه دیوید دراین مورد مشکوک است و او دلایل خود را توضیح میدهد...

کالین فارل که به تازگی از زندان آغاز شده به دنبال کار شرافتمندی میگرده
بالاخره توسط یک بازیگر(کیرا نایتلی) استخدام میشه تا از اون در برابر پاپاراتزی ها(عکاس ها وخبرنگارهای حاشیه ساز) محافظت کنه
از طرف دیگه کالین فارل درگیر باند مافیایی دیگه ای هم میشه که...................................